قاصدک

چه مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را از هم پنهان كرديم .

آدمای تلـــــخ اینجا ، تورو از خودت می گــــــیرن

ابرا رو میدن به چشمات ، بعد میگن واست میمیرن

دل نبند به خنده هاشـــون ، خنده هاشــون پُره رنگه

دل آدمای اینجـــــا ، جنســش از آهـــــن و سنــــگه  

عاشقت میشـــن چه آســـون ، دل میبندن به نگاهت

ماه میشــن، ســتاره میشـــن ، واسه شبهای سیاهت 

آدمـــــای تلــــخ اینجـا ، از وفــــا چیزی نخـــوندن

بس که نامرد و حقیرن ، دل سنگ و هم سوزوندن

تفریشون فقط همــــینه کـــه گــل از شـــاخه بچینن

دل شکســتن که مـهم نیست !! اینجا آدمـــا همینن !

آدما اینجا دروغــــن ، بی محـــبت ، بی صــداقت

کم میارن خیلی آســون ، توی دوســتی و رفاقــت 

گاهی دوستن،گاهی دشمن، قصه ها دارن فراوون

دل سپــــردنا یه بازی ، دل بریـــدنا چه آســــــون

دل شکســـتن شــده بازی ، واســــه آدمای اینجـــا

نمیخوان ســـتاره باشن ، حتـــی نور بدن به شبها

هر کی مهربون و سادَس،میسوزونن اونو راحت

شادی و ازش میگیــــرن با دروغ یا که با تــــهمت

میگن عادت میشه واست ، خودتم میشی از اینها

من میــــــــرم تا که نباشــم مث آدمـــــای اینجا !

نذار آدمــــای اینــــجا ، دلـتـــو ازت بگــــــیرن

عشقشون دروغ و پوچه ، این دروغه که اسیرن 

تو دلت جـــــنس سپیـده ، تو گلی ، تو نازنینی !

مهربون و پاک و شــیرین ، تو فرشته ی زمینی

مث تو کم پیدا میشه ، پاک و مهربــون و شیرین

نشینه هیچ وقت الهی ، تو گلوت یه بغض سنگین

بغض سنگین و غریبی که نه میشکنه نه میره !

تو گلوم نشـسته میگه : واسه گریـــه دیگه دیره...
 
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()


Design By : Pichak