قاصدک

چه مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را از هم پنهان كرديم .

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/٢٠ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()

خدایا...ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ؟
 
ﺧﻮﺍﺑﺖ ﻣﯿﺎﺩ؟
ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﻡ؟
پرتقال ﭘﻮﺳﺖ ﺑﮑﻨﻢ ؟
 
ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ...؟
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ﻣﻦ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻥ . . .؟
 
ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﻟﻨﮓ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﺷﯿﺸﻪ ﺟﻠﻮ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻢ ؟
 
جان من ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ! ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﮐﻼً ؟؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢٤ساعت ٤:٥٩ ‎ق.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()

 

در دیاری که رفیقان همه دل میشکنند به تو نازم که صفایت غم دل میشکند

 

...................................................................................................................

نفسم میگیرد بغض در قلب و گلویم جای میگیرد
بی تو دور چشمانم را قاب اشک زود میگیرد
وقتی که نباشی این دلم سرد میشود زود می میرد
همسفر هیچ راهی بی تو پایان نمیگیرد
تو با من باش تا این قلب و دلم آرام گیرد

دوست دارم بیشتر از دیروز کمتر از فردا

ماچ

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٤ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()

این شب ها...

چشم های من خسته است

گاهی اشک ، گاهی انتظار

این سهم چشم های من است...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱۸ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()

نشسته ام کجا؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی عمق نامردی ات را اندازه می گیرم

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٩ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()

این روزها ، آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست


آنقدر

که رخت های دلتنگیم را ، فرصتی برای ،خشک شدن نیست .

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٠ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()

 

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..

دکتر علی شریعتی
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٤ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()

به تمام دردهایت/گل بوسه می زنم من/نه به حکم یک وظیفه/که به پاس عشق و مهرت./تو نسیم
سالهایی/که پس از گذشت ایام/هنوز بر دل ما/به لطافت بهاری/تو بهار سالهایی./به تمام سالهایت
گل بوسه می زنم من/تو ،هنوز هم جوانی/و ترنم بهاری/که برای عشق و مستی/سبد شکوفه هستی/تو ،هنوز هم جوانی/و،چروک هم نداری/و اگر گذشت ایام/و اگر نبود بر کام/تو،به عشق زنده بودی/تو به عشق زنده هستی/و به عشق هم شکیبا/و همین /جوانی توست/تو هنوز هم
جوانی
این سروده را به
مادرم و تمامی مادران و خانوم های دنیا
تقدیم می کنم

روزتون مبارک

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط MAHSIMA نظرات ()


Design By : Pichak